تبلیغات
۩ ۞ ۩ • • ღ نا بخشوده ღ • • ۩ ۞ ۩

۩ ۞ ۩ • • ღ نا بخشوده ღ • • ۩ ۞ ۩

ما پامونو جلو بابامون دراز نکردیم ... شما چطور ؟

دوشنبه 8 فروردین 1390

طراحی فلش

نویسنده: مهران   طبقه بندی: مطالب جالب، 

طراحی فلش
طراحی بنر فلش
طراحی هدر فلش
طراحی سایت فول فلش
طراحی فلش

سه شنبه 27 اسفند 1387

تبریک سال جدید 88

نویسنده: مهران   

برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان

نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان

وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان
 
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان
 
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
 
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم و عشق پنهان
 
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
 
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
 
ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
 
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
 
سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان

 

سال نو همه مبارک

نابخشوده

ادامه مطلب

سه شنبه 29 بهمن 1387

فرشته بودم ...

نویسنده: مسعود   

... من و باد هر دو با هم می وزیدیم.از میان درختان سیب و از لابلای گلهای مریم و یاس . از درون نهرهای بزرگ و عسلین   و از کنار مردان و زنان پاک دامنی که هرکدامشان قصری داشت، به بلندای تمام زندگی و به روشنایی مهتاب ..

باید نزد همه میرفتیم و چیزی به یادگار می گرفتیم تا آبی شود بر آتش تنهاییهای آینده ای که در پیش است و البته، بسیار هم نزدیک ...

ابتدا به طرف درخت وزیدیم و سلام کردیم.

 به درخت گفتم : ای همیشه پایدار من ! یادگاری می خواهم ..چیزی که مرا به یاد تو اندازد و با دیدنش،دل تنگت شوم . دل تنگ آن بلندترین و پربارترین درخت زندگی .دل تنگ آن از ازل تا همیشه سبز و دل تنگ آن روزها که به تو تکیه میکردم و غرق در رویا میشدم.

درخت گفت : بالاترین سیب مرا بردار که برای تو روییده و تا زمانی که پیش توست ، همانند روز اول میدرخشد . آن را از خودت دور نکن و هرگز مخور که آنگاه زندگی من هم تمام میشود.بدان که او همیشه یار تو خواهد ماند.

من و باد به بالا وزیدیم و لحظه ای بعد-در حالی که سیب را در آغوش کشیده بودیم- نزد درخت آمدیم و به نشانه ی تشکر تعظیم کردیم . سپس به راه خود تا رسیدن به گلستان ادامه دادیم ..

اینک رسیده بودیم.گلهای چندین و چند رنگ و پروانه های بی سر و صدای گلستان،دلربایی میکردند و من و باد هم بی اراده دل به دلشان میدادیم تا هنگام خروج باز پس بگیریم و با خود ببریم.

به کنار بلندترین گل،که البته زیباترین گل باغ هم بود ،رفتیم و بالای سرش ایستادیم.درست جایی که تمامی گلها ببینند و صدای ما را بشنوند.

گفتم: ای همیشه زیبا و دلنشینان من ! یادگاری میخواهم.چیزی که به هنگام دیدن ، بی اختیار یادتان کنم . یاد آن بعد از ظهرهای طلایی آسمان که از میانتان میدویدم و کنارتان میخوابیدم.یاد آن رنگهای بی نهایت زیبا و یاد آن زیبایی های بی نهایت قشنگ ...

گلها گفتند : صندوقچه ای بردار و به میان ما بیاور.آنگاه درش را بگشا تا از خود،عطری دلنشین به سویش بفرستیم.عطری که از همان لحظات نخست زندگی برای تو نگاه داشته ایم و اکنون از آنِ توست.درِ صندوقچه را هرگز باز نکن که عمر ما نیز به پایان میرسد.بدان که او همیشه با تو خواهد ماند و مواظب جسم تو خواهد بود.

من و باد، صندوقچه ای از ابریشم را به میان گلستان آوردیم و دَرش را گشودیم و پس از جاری شدن تمام عطرها،آنرا بستیم.

به نشانه تشکر دست بر سینه گذاشتیم و اندکی بعد به سوی نهرهای عسلین شهر حرکت کردیم ...

...

...

...اینک به دروازه رسیده بودیم. دیدم که فرشتگانی از جانب خداوند به سویمان می آیند.به هم سلام کردیم و روبروی یکدیگر ایستادیم.همگی منتظر چیزی بودیم که اینگونه مضطرب به اطراف مینگریستیم.چیزی که میدانستم دیگر هرگز برایم تکرار نخواهد شد.

ناگهان نور خیره کننده ای بر تمام شهر طنین انداز شد و همه ی بدنها به لرزه افتاد. این صدای خداوند بود که با من و دیگر فرشتگان سخن میگفت.پس همه به سجده رفتیم و همانطور منتظر ماندیم ..

خداوند گفت :ای فرشته ی درگاه من،آیا هنوز هم قصد ترک گفتن شهر را داری؟

گفتم:ستایش مخصوص خداوند بلندمرتبه و بزرگ است و جز او خدایی نیست ...بله هنوز هم قصد رفتن دارم.

خداوند به فرشتگانش گفت : بالهایش را بگیرید و جامه ای انسانی در تنش کنید و به دنیای فانی رهسپارش کنید و آنگاه بازگردید.

فرشتگان اطاعت امر کردند و دروازه را گشودند.دوفرشته ی دیگر هم دستانم را گرفتند و آماده سفر به زمین شدند.

خداوند گفت :ای فرشته ی زیبای من ! برای ورود به دنیای انسانها باید پسر بودن را برگزینی یا دختر بودن را .. کدام یک را انتخاب میکنی؟
گفتم : حمد و سپاس از آن خالق بی همتای هستی...میخواهم دختر باشم..!

و آنگاه از روح خود در من دمید و به سوی زمین به پرواز درآمدیم. همراه سیبی سبز،صندوقچه ای پر از عطرهای آسمانی،جامی لبریز از عسل ناب و خرده هوشی از مردان و زنان پاک سیرت بهشتی!

ما نزدیک و نزدیکتر میشدیم و بوی آسمان کم رنگ و کم رنگتر..و حال،پاهایم زبریِ زمین را به خوبی حس میکنند و دور شدن هر دو فرشته و باد را به خوبی با چشمانم میبینم.هنوز یادگاری ها را در دست دارم و همین ابتدا،دلم برای همه چیز و همه کس تنگ شده...

ولی اینجا سرآغاز دوباره ی من است.سرآغاز دوباره روییدن و دوباره بوییدن.سرآغاز اختیار و اراده   و سرآغاز تمام خوبیها و بدیها ..

اینجا، سرآغاز انسانیت است....

قسمتی از فصل اول   فرشته بودم... -مسعود کریمی فاطمی-18/6/1387

چهارشنبه 18 دی 1387

Del

نویسنده: حسان   طبقه بندی: عشق .، 

اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست...
اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو دوستش داری!

چهارشنبه 18 دی 1387

love

نویسنده: حسان   

گل عشق را در دست میگیرم و هی زیر لب زمزمه میکنم دوسم داره دوسم نداره... ؟؟؟با ترس تک تک گلبرگهارا یواش یواش میکنم و همچنان زمزمه میکنم... برای ادامه دادن مردد هستم ولی نه!!!! میترسم!!!!!!!!!

چشمهایم را بسته نیت میکنم"دوسم داره" و همه ی گلبرگ ها رو یهو میکنم........

f_11m_31758e5.jpg

  • برچسب ها: love،  

چهارشنبه 27 آذر 1387

شب

نویسنده: حسان   طبقه بندی: عشق .، 

شب چه غمگین است

                         بی تو

                                برچشمهایم

                                              فانوسی از انتظار آویخته ام

به نشان آن آفتاب

                       كه به آسمانم هدیه خواهی كرد

        و با تو

                  خورشید خواهد درخشید

        حتی اگر از شب

                             اندوهی به یادگار مانده باشد./

 

 

عاشقی

 نمیخوام

  ساده

 در ادامه مطلب

 

ادامه مطلب

شنبه 23 آذر 1387

محتاج

نویسنده: حسان   طبقه بندی: عشق .، 

تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت : میتوان گفت که من چلچله لال توام: مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف : سخت محتاج به گرمای پر و بال توام.....

.

ادامه مطلب رو بخون  یادت نره

ادامه مطلب

شنبه 2 آذر 1387

جدیدترین قوانین نیوتن

نویسنده: مهران   طبقه بندی: مطالب جالب، 

قوانینی که نیوتن از قلم انداخت (طنز)


قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری بروید سرعت صف قبلی بیشتر از صف جدیدتان خواهد شد.

قانون تلفن:
اگر شماره ای را اشتباه بگیرید آن شماره هیچ گاه اشغال نیست!

قانون تعمیر:
بعد از این که دستتان حسابی روغنی شد بینی شما شروع به خارش می کند!

قانون کارگاه:
اگر چیزی از دستتان بیفتد قطعا به دور ترین گوشه ممکن پرتاب میشود.

قانون معذوریت:
اگر بهانه تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان باشد روز بعد واقعا به خاطر پنچر شدن ماشین دیر به اداره می رسید!

قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن زنگ میزند.

قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید به شدت افزایش می یابد.

قانون اثبات:
وقتی می خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمیکند کار خواهد کرد!

قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راهرو ها دورتر است دیرتر می آیند.

قانون قهوه:
قبل از نوشیدن اولین جرعه از قهوه داغتان رئیس تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول میکشد.

 

 

نظر یادتون نره !!! باشه !

سه شنبه 28 آبان 1387

تعدادی عکس و از این حرفاااا...

نویسنده: مهران   

دوشنبه 22 مهر 1387

گلشیفته فرهانی و دی کاپریو در"مجموعه دروغها"

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: عکس ... !، 

 

GOLSHIFTEH FARAHANI _ LEONARDO DECAPRIO

بله دیگه...

به قول معروف"هر دم از این باغ بــــری میرسد"

گلشیفته فرهانی-بازیگر محبوب سینمای ایران-برای اکران  فیلم جدیدش "پیکری از دروغها"ساخته ریدلی اسکات و بازی لئوناردو دی کاپریو و راسل کرو

بدون حجاب روی فرش قرمز رفت!!!

گالری عکسهای گلشیفته فرهانی در امریکا رو میتونید در ادامه مطلب ببینین...

 

گلشیفته فراهانی كه برای شركت در مراسم افتتاح نمایش فیلم تازه‌اش «مجموعه دروغ‌ها» ساخته ریدلی اسكات به آمریكا سفر كرده و در نیویورك به سر می‌برد، در گفتگو با روزنامه «نیویورك دیلی نیوز» گفته است كه از بازگشت به ایران نگران است.

به نوشته این روزنامه، این بازیگر ۲۵ ساله و زیبارو، نخستین بازیگر زن ایرانی است كه بعد از انقلاب اسلامی ...

ادامه متن+مصاحبه گلشیفته در امریکا +خلاصه فیلم+تمامی عکسها

در ادامه مطلب

ادامه مطلب

یکشنبه 21 مهر 1387

طراحی برای شما ...

نویسنده: مهران   

توجه                                                                توجه

بازی های فلش اضافه شد ....

این بار هم یک حرکت جدید از نوید عزیز ...

FLASH GAME

http://www.tarahi4u.com/games.html

طراحی برای شما ...

سه شنبه 9 مهر 1387

دانلود آهنگ خالی کامران و هومن

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: دانلود .، 

آهنگ زیبا و فاز غم

-----خـــــــالـــــــی------

از کامران و هومن

پیوست:کامران و هومن  که به تازگی شبکه خارجی باهاشون مصاحبه کرده ازشون پرسیده شده  کجایی هستین؟ در جواب گفتن که  ما کانادایی هستیم و زبونمون فرانسه -

 اینطوری جواب محبت های هوادارای خود  را دادند !

دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب یا دانلود ... اینجا

شنبه 30 شهریور 1387

خلاقیت !!!

نویسنده: مهران   طبقه بندی: عکس ... !، 

جمعه 28 تیر 1387

بدون شرح (یانگوم)

نویسنده: مهران   طبقه بندی: عکس ... !، 

یانگوم

بدون شرح (یانگوم)

شنبه 11 خرداد 1387

گزارش یک روز بهاری...

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: مطالب جالب، 

گزارش یک روز بهاری

{هوا صاف تا کمی ابری}

{دما 300 درجه کلوین}

{آستینا کوتاه و مانتوها روشن}

{همه ناراحت به نظر می رسن}

:مسعود و گروه فیلمبرداری نابخشوده میره که ببینه چه خبره-پارک طالقانی-خارجی:

آقا معذرت می خوام.چیزی شده؟ اِ آقا چرا گریه میکنی؟خانوم تورو خدا....بابا چی شده؟زلزله اومده؟استقلالم که داره قهرمان میشه دیگه چرا ناراحتین آخه؟..زبونم لال کسی تصادف کرده ...روم به دیوار کسی فوت کرده...آخه چی شده؟؟یعنی کسی اینجا پیدا نمیشه به ما بگه چی شده؟؟

دختر خانوم شما بگو چه خ.....چرا گریه میکنی؟مگه من چیز بدی گفتم..؟ اِ..کمک..بیان کمک کنین غش کرد...

آقا شما چرا ؟؟ مرد که گریه نمیکنه؟؟

{مرد باباته..}

.. آره خب مگه بابای تو نیست؟

{دخترا میخندن...}

{پسرا به فکر جبران ضایع شدن و انتقام}

آره بخندین..فقط جون مادرتون گریه نکنین...خب حالا میگین چه خبره؟ ؟یاااااااااا

{آخه تو چه میفهمی چه بلایی قراره سرمون بیاد؟؟؟}

خب آقای عبدالله فهمیده شما بگو چی شده؟؟؟

{میگن..میگن....هی هی هی های های هوق هق هوشک هولوقش هلیبک ها لا لا لای لالای....}

گوریل اینجوری گریه میکنه که تو میکنی؟

 گریه نکنین تو رو خداااا...بگین چی شده فقط؟همین..

{:یه آقای قد بلند با موهای جو گندمی:بابا میگن نابخشوده میخواد سر به نیست بره و دیگه برنگرده}

کی گفته بابا... اینا همه کذب است و ریااااااا و من و مهران به شدت تکذیب میکنیم...

ما فقط یه مدت کوچولو نیستیم....همین

تصویر آروم آروم محو میشه.....

پایان...

تا کنکور خدافظ.....

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Google Page Rank
http://www.IraniTopSite.com , ایرانی تاپ سایت